سنباد
پس از کشته شدن ابومسلم سنباد زرتشتیان ری و تبرستان را فرا خواند و از
مسلمانان شیعه یاری گرفت نخست ابوعبیده حنفی را که از سوی منصور مأمور
گردآوری مالیات شهر ری بود کشت پس از آنکه بر کوه های باختری ایران،ری ،
نیشابور، قومس و تبرستان چیره شد به گرداوری سپاهی از دشمنان عرب پرداخت
سنباد همواره خود را خونخواه ابومسلم معرفی می کرد. او همراه با سپاهش در
اندیشه گرفتن قزوین بود فرمانروای قزوین او را دربند کرد و نزد ابوعبیده
حاکم ری فرستاد ابوعبیده که می اندیشین سنباد خوارزمی است او را به آنجا
فرستاد سنباد بار دیگر سپاهی گرد آورد و به ری بازگشت ابوعبیده گریخت و
کشته شدو خلیفه عباسی سپاهی به جنگ سنباد فرستاد دو سپاه در ساوه رودرو
شدند. اسبهای سپاه سنباد از بوی شتران دشمن رم کردند و آرایش سپاه را بر هم
ریختند گرده زیادی از یاران سندباد کشته شدند. جنگ با سنباد سه روز تمام
طول کشید ابن اسفندیار میدان جنگ را بین تهران و ری دانسته است. سپهبد از
میدان جنگ به در رفت چون مردم غیر نظامی به یاری وی شتافتند که از شگردهای
نظامی چیزی نمی دانستند شکست می خورد.
سنباد از اسپهبد خورشید فرمانروای خراسان یاری خواست توس به پیشواز سنباد
رفت و از اسب به زیر آمد اما سنباد همچنان که سوار بر اسب بود پاسخ او داد
توس با خود گفت امروز که سنباد نیازمند یاری ماست این گونه رفتار می کند
وای به روزی که خراسانیان به او بپیوندند با این اندیشه سوار اسب شد و در
دم تیری بر گردن سنباد زد و او را کشت.
تاریخ ایران را خوب یا بد نیاکان ما ساختند ، بی اندیشیم ما چگونه تاریخ را برای آینده گان می سازیم .