موتا
داریوش بزرگ در سال 514 پیش از میلاد به اروپا لشگر کشید و و شبه
جزیره بالکان را جزوی از ایران کرد. هدف وی از این کار گزارشی بود که به
دربار ایران فرستاده بودند، مبنی بر اینکه قبایل اسکیتها مراسمی کشنده
دارند و مردمانی وحشی و خونریز هستند.
آتش زدن سارد به دست یونانیها موجب شد که به امر داریوش بزرگ، ارتش ایران براى سرکوب شورشیان به محل اعزام شود(به سمت یونان). پس از فرونشاندن شورش، نیروهاى ایران به فرماندهى مردونیه براى دفع بقیه شورش آسیاى صغیر به حرکت درآیند. در این لشکرکشى مردونیه توانست سلطه ایران را براى بار دوم در تراکیه فراهم سازد و سپس براى ارضاى خاطر یونانیها با تأسیس حکومت ملى در مناطق تسخیر شده موافقت نموده و در نتیجه پادشاه مقدونیه را وادار ساخت که مانند گذشته از ایران اطاعت نماید. مردونیه پس از این اقدامات احضار شد و ادامه برنامه جنگى وى برحسب دستور داریوش به داتیس و آرتافرن محول گردید. داتیس با ششصد کشتى که در اختیار داشت از راه دریا به سوى آتن روانه گردید. نیروهاى ایران در این پیشروى با پیاده شدن در اریتره با سپاه اریتره که از مهمترین مردان جنگى یونان بودند، جنگیدند و پس از سه روز آنان را از پاى درآوردند، سپس اهالى این شهر را به علت شرکت در طغیان یونانیهاى آسیا و حمله به شهر سارد و تخریب معبد آن سرکوب نمودند و عده زیادى از آنان را اسیر کردند و به شوش فرستادند. ناوگان دریایى ایران سپس به طرف شبه جزیره آتیک که آتن مرکز آن بود به حرکت درآمدند. در تمامى این مراحل هیپ پیاس فرمانرواى مخلوع آتن همراه سپاهیان ایران بود و براى اینکه مجدداً به حکومت آتن انتخاب شود موجبات ادامه جنگ با یونان را فراهم ساخت. همچنان که براى شروع جنگ اصلى ایران و یونان نیز سپاهیان ایران را به سوى دشت ماراتن براى جنگ راهنمایى نمود.
بر اساس گفته ی نی بو تاریخ دان غربی،در این دشت(ماراتن) فضای کافی برای ارتش بزگ و عظیمی چون ایران وجود نداشت و محیط کافی برای عرض اندام وجود نداشت.نوشته هاى یونانیها درباره نبرد ماراتن وجنگهاى دیگر ایران با یونان به شعر وافسانه گویى و داستان سرایى از تاریخ نویسى شبیه تر است. آنچه به نظر مى رسد این است که سپاه ایران در دشت ماراتن دچار شکست نشده است، بدین معنى چون داتیس فرمانده سپاه ایران متوجه شد که میدان عمل وباریک بودن عرض میدان نبرد مانع از کاربرد سواره نظام است ، ناچار شد که فرمان عقب نشینى صادر نماید. هرودوت صدور فرمان عقب نشینى را به منزله شکست سپاهیان ایران قلمداد کرده است.اکثر مورخان غربى، بسیارى از وقایع جنگى ایران را با سفسطه و ذکر ارقام وروایات نادرست ثبت کرده اند. مثلاً در مورد نبرد ماراتن که داریوش شخصاً در آن حضور نداشت و ایرانیان حتى یک نفر اسیر نداده اند، آنچنان اغراق نموده و خاطره آن را گرامى مى دارند که نام یکى از ورزش هاى دو و میدانى المپیک را ماراتن نهاده اند.آنها براى اینکه به غرور ملى شان لطمه نخورد.
اما حیف که الان همه میگن ایرانیان شکست خوردن.درحالی که کسانی که روشن به این قضیه باشن این رو یه افسانه بیش نمیدانن.ولی چه کنیم که چون از اول که برامون از تاریخ نگفتن هیچ!دارن بدتر نابودش هم میکنن و از اذهان عمومی بیرون میرانند!و وقتی که یه فیلمی کاملا تخیلی مثل ۳۰۰ رو میسازن همه با اشتیاق نگاه میکنن! یا فیلم های کره که به جرات میگم ۱۰۰ درصد از تاریخ ایران کپی هست!(دلایلش رو توی پست تاریخ دزدی گفتم)
آریابرزن در برابر لئونیداس سرافکنده است ،نه براى اینکه کارش کمتر از او بود، نخیر!تازه بیشتر و شجاع تر هم بوده! و حتی وطن پرستی بیشتری هم داشته! بلکه براى آنکه لئونیداس بازماندگانى قدرشناس داشت که نامش را بلندآوازه کنند و کارش ضرب المثل دلیرى و فداکارى شود. ولى آریابرزن را چه بسیارى از هموطنانش که نمى شناسند.و تازه یه مجسمه که ازش ساختن اون رو هم نابود کردن!
آتش زدن سارد به دست یونانیها موجب شد که به امر داریوش بزرگ، ارتش ایران براى سرکوب شورشیان به محل اعزام شود(به سمت یونان). پس از فرونشاندن شورش، نیروهاى ایران به فرماندهى مردونیه براى دفع بقیه شورش آسیاى صغیر به حرکت درآیند. در این لشکرکشى مردونیه توانست سلطه ایران را براى بار دوم در تراکیه فراهم سازد و سپس براى ارضاى خاطر یونانیها با تأسیس حکومت ملى در مناطق تسخیر شده موافقت نموده و در نتیجه پادشاه مقدونیه را وادار ساخت که مانند گذشته از ایران اطاعت نماید. مردونیه پس از این اقدامات احضار شد و ادامه برنامه جنگى وى برحسب دستور داریوش به داتیس و آرتافرن محول گردید. داتیس با ششصد کشتى که در اختیار داشت از راه دریا به سوى آتن روانه گردید. نیروهاى ایران در این پیشروى با پیاده شدن در اریتره با سپاه اریتره که از مهمترین مردان جنگى یونان بودند، جنگیدند و پس از سه روز آنان را از پاى درآوردند، سپس اهالى این شهر را به علت شرکت در طغیان یونانیهاى آسیا و حمله به شهر سارد و تخریب معبد آن سرکوب نمودند و عده زیادى از آنان را اسیر کردند و به شوش فرستادند. ناوگان دریایى ایران سپس به طرف شبه جزیره آتیک که آتن مرکز آن بود به حرکت درآمدند. در تمامى این مراحل هیپ پیاس فرمانرواى مخلوع آتن همراه سپاهیان ایران بود و براى اینکه مجدداً به حکومت آتن انتخاب شود موجبات ادامه جنگ با یونان را فراهم ساخت. همچنان که براى شروع جنگ اصلى ایران و یونان نیز سپاهیان ایران را به سوى دشت ماراتن براى جنگ راهنمایى نمود.
بر اساس گفته ی نی بو تاریخ دان غربی،در این دشت(ماراتن) فضای کافی برای ارتش بزگ و عظیمی چون ایران وجود نداشت و محیط کافی برای عرض اندام وجود نداشت.نوشته هاى یونانیها درباره نبرد ماراتن وجنگهاى دیگر ایران با یونان به شعر وافسانه گویى و داستان سرایى از تاریخ نویسى شبیه تر است. آنچه به نظر مى رسد این است که سپاه ایران در دشت ماراتن دچار شکست نشده است، بدین معنى چون داتیس فرمانده سپاه ایران متوجه شد که میدان عمل وباریک بودن عرض میدان نبرد مانع از کاربرد سواره نظام است ، ناچار شد که فرمان عقب نشینى صادر نماید. هرودوت صدور فرمان عقب نشینى را به منزله شکست سپاهیان ایران قلمداد کرده است.اکثر مورخان غربى، بسیارى از وقایع جنگى ایران را با سفسطه و ذکر ارقام وروایات نادرست ثبت کرده اند. مثلاً در مورد نبرد ماراتن که داریوش شخصاً در آن حضور نداشت و ایرانیان حتى یک نفر اسیر نداده اند، آنچنان اغراق نموده و خاطره آن را گرامى مى دارند که نام یکى از ورزش هاى دو و میدانى المپیک را ماراتن نهاده اند.آنها براى اینکه به غرور ملى شان لطمه نخورد.
اما حیف که الان همه میگن ایرانیان شکست خوردن.درحالی که کسانی که روشن به این قضیه باشن این رو یه افسانه بیش نمیدانن.ولی چه کنیم که چون از اول که برامون از تاریخ نگفتن هیچ!دارن بدتر نابودش هم میکنن و از اذهان عمومی بیرون میرانند!و وقتی که یه فیلمی کاملا تخیلی مثل ۳۰۰ رو میسازن همه با اشتیاق نگاه میکنن! یا فیلم های کره که به جرات میگم ۱۰۰ درصد از تاریخ ایران کپی هست!(دلایلش رو توی پست تاریخ دزدی گفتم)
آریابرزن در برابر لئونیداس سرافکنده است ،نه براى اینکه کارش کمتر از او بود، نخیر!تازه بیشتر و شجاع تر هم بوده! و حتی وطن پرستی بیشتری هم داشته! بلکه براى آنکه لئونیداس بازماندگانى قدرشناس داشت که نامش را بلندآوازه کنند و کارش ضرب المثل دلیرى و فداکارى شود. ولى آریابرزن را چه بسیارى از هموطنانش که نمى شناسند.و تازه یه مجسمه که ازش ساختن اون رو هم نابود کردن!
در كشوري كه نتوان مردانه زيست...
مردانه مردن زندگيست...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۲ ساعت 14:14 توسط خان تنها
|
تاریخ ایران را خوب یا بد نیاکان ما ساختند ، بی اندیشیم ما چگونه تاریخ را برای آینده گان می سازیم .