غلامرضاخان
والیان
والیان فیلی یا والیان لرستان در سال ۱۰۰۶ هجری قمری و به دستور شاه عباس صفوی به عنوان والی برگزیده شده و در حدود ۳۰۰ سال حاکم لرستان بودند. این والیان با یک سلسله روابط خاص به حکومت مرکزی ایران وابسته بودند و سالانه به میزان معینی مالیات و تعدادی تفنگچی در اختیار حکومت مرکزی قرار میدادند. مرکز حکم فرمایی والیان تحت تاثیر حیات اجتماعی منطقه مکان ثابتی نداشت. از معروفترین والیان پشتکوه میتوان از حسین خان، غلامرضا خان فیلی و حسین قلی خان ابوقداره نام برد. یکپارچگی حکومت والیان فیلی در سال ۱۳۰۷ با تصرف پشتکوه توسط نیروهای دولتی از میان رفت، غلامرضاخان به عنوان آخرین والی پشتکوه به عراق گریخت و حکومت والیان فیلی به پایان رسید.
لرستان فیلی
محدوده لرستان فیلی یا به طور دقیقتر محدوده حکومت والیان فیلی از پشتکوه، پیشکوه و مناطقی در شرق عراق تشکیل می شد. بنابراین میتوان محدوده استانهای کنونی لرستان و ایلام را به صورت یکپارچه به عنوان لرستان فیلی معرفی کرد البته مناطق تحت نفوذ والیان فیلی در عراق پس از تعیین مرز ایران و عثمانی از کنترل آنان خارج و جزئی از کشور عثمانی محسوب میشد.
سرآغاز
در سال ۱۰۰۶ هجری قمری شاه عباس صفوی، شاه وردی خان، آخرین اتابک لر کوچک را به علت عملکرد نامطلوب اش در کنار رودخانه سیمرهبه قتل رسانیده، سلسله اتابکان لرستان را منقرض کرده و لقب اتابکی را منسوخ نمود. وی حسین خان فیلی را با عنوان والی به حکومت لرستان منصوب نمود.
از فلکالافلاک تا دهبالا
والیان فیلی از دوره شاه عباس تا دوره فتحعلی شاه حاکم سراسر لرستان (تقریبا شامل استانهای ایلام و لرستان) بودند و مرکز حکومتشان در قلعه فلکالافلاک در پیشکوه بود، در زمان والی گری حسن خان فتحعلی شاه قلمرو حکومت ایشان را محدود به پشتکوه کرد و حکومت پیشکوه را به شاهزادههای قاجاری سپرد، وی مقر حکومت خود را به ده بالا در پشتکوه انتقال داد. تا مرگ محمد علی میرزای دولتشاه حسن خان همواره مطیع و فرماندار شاه قاجار بود، وی در دفع شورش محمد خان زند و حسین قلی خان قاجار همراه شاه قاجار بود و در لشکرکشی به عثمانی دولتشاه را که حاکم سرحدات عراقین بود یاری نمود، این جنگ که با پیروزی قوای ایرانی بر عثمانیها در شهر زور آغاز شده بود با مریض شدن ناگهانی دولتشاه ناتمام ماند و ایرانیان از فتح بغداد بازماندند
جنگهای ایران و عثمانی
در دوران حکومت صفویان یک رشته جنگ میان ایران و عثمانی صورت گرفت که در این دوران منطقه والیان فیلی به عنوان یک منطقه مرزی در خطر سقوط قرار داشت که والیان توانستند با اتکا به نیروهای عشایر به دفاع بپردازند این در حالی بود که نیروهای عشایر والیان فیلی به کمک نیروهای دولت مرکزی به دفاع از سایر نقاط مرزی ایران پرداختند.
والیان پشتکوه
پس از محدود شدن قلمرو ایشان به پشتکوه عملا والیان پشتکوه نامیده شدند، در سال ۱۲۵۵ هجری قمری با مرگ حسن خان حکومت قاجار سه تن از فرزندان وی را به نامهای علی خان، احمد خان و حیدرخان را هم زمان به والی گری پشتکوه منصوب کرد، ایشان هرکدام در منطقهای از پشتکوه حکمرانی میکردند. این سیاست نفاق افکنانه حکومت سبب شد که پشتکوه انسجامی را که در دوره حسن خان داشت از دست بدهد و والیان سه گانه به کشمکش با یکدیگر بپردازند، چیزی که ایشان را از پرداخت مالیات به دولت باز میداشت و گاه گاه بهانه غارت قلمرو ایشان به دست حکومت قاجار میشد. پس از والیان سه گانه عباس قلی خان فرزند احمدخان و همچنین حسین قلی خان فرزند حیدرخان به والی پشتکوه شدند. در ۱۲۸۰ هجری قمری با عزل عباس قلی خان، حسین قلی خان والی سراسر پشتکوه شد.
حسین قلی خان
حسین قلی خان که والی یگانه پشتکوه شده بود توانست دوباره آن را یکپارچه نماید، قدرت نظامی پشتکوه در زمان او اهمیت ویژهای یافت، حسین قلی خان مقتدرترین والی پشتکوه بود و بنا به گفته کرزن توان بسیج سی هزار نیروی ایلی را داشت. وی تا پیش از حکمرانی ظل السلطان بر لرستان در سیاست انزواطلبانه داشت و از دخالت حکومت در پشتکوه جلوگیری مینمود، اما با آگاه شدن از استبداد شاهزاده قاجاری و سرکوبهای سران دیگر ایلات توسط ظل السلطان، حسین قلی خان شیوه خویش را تغییر داد و به اطاعت و فرمانبرداری از وی پرداخت و او را در دفع ایلات لرستان و کرمانشاه یاری داد. در همین دوره شاه، حسین قلی خان را به تهران فراخواند و به وی لقب صارم السلطنه و سردار اشرف داد و منصب امیرتومانی را که از بالاترین درجات ارتش ایران بود به او اعطا کرد. وی نظم را در پشتکوه و ولایات همجوارش برقرار ساخت و بارها تجاوزهای حکومت عثمانی و عربهای عراق را دفع نمود، همین کارها سبب شد تا ناصرالدین شاه در دستخطی از شایستگیهای وی در حفظ امنیت سرحد ابراز خرسندی نماید. در ۱۲۷۹ هجری شمسی با مرگ حسین قلی خان فرزندش به والی گری پشتکوه رسید.
غلامرضاخان
پس از رسیدن غلامرضاخان به والی گری، شاه قاجار تمامی القاب، عناوین و مناصب پدرش را به وی اعطا کرد، وی به خاطر ضعف حکومت مرکزی، همواره در امور قلمرو اش آزادی عمل تام داشت، قدرت نظامی اش در غرب ایران برتر بود و بر همسایگانش از جمله شیخ خزعل، حکام محلی لرستان و حاکم بغداد نفوذ فراوان داشت. غلامرضاخان از نیروی منظمی بهره میبرد که به اندک زمانی میتوانست سازماندهی شان کند به گونهای که در جنگ جهانی اول با توسل به اردوی ۱۳ هزار نفری ایلیاتی اش، اجازه ورود هیچ نیرویی را به قلمرو پشتکوه نداد و سد محکمی در برابر توسعه طلبی عثمانی ایجاد کرد. وی برخلاف گذشتگانش در دسته بندیهای سیاسی وارد گردید و در انقلاب مشروطه سمت مستبدین را گرفت، اما پس از استبداد صغیر به همراه شیخ خزعل و صولت الدوله قشقایی «اتحاد فرمانروایی جنوب» را تشکیل داد که مدعی حمایت از مشروطه حقیقی بود اما در حقیقت به جهت مقابله با قدرت رو به افزایش بختیاریها ایجاد شده بود و البته موفق به انجام هیچ کدام از این دو نشد. با برقراری مشروطه و محدودیتهای ایجاد شده برای پادشاه جدید، والی دیگر در برابر شاه مسئول نبود و میبایست در مقابل قانون و نظام پارلمانی پاسخگو باشد. حکومت مشروطهای که تنها اختیارات شاه را در این باره محدود کرده بود و قادر به اعمال نظارت پارلمانی نبود، علی رقم این ناتوانی والی هیچ گاه درصدد نافرمانی از دستورهای حکومت برنیامده و مالیات سالانه اش را پرداخت مینمود.
رضاشاه و پایان کار والیان
ظهور رضاشاه سبب تغییرات اساسی در ساختار سیاسی نظامی ایران شد، ایجاد ارتش منظم توسط وی نیاز تاریخی ایلات و عشایر در دفاع از تمامیت ارضی کشور کمرنگ شد. رضاشاه با اتکا به ارتش منظم اش درصدد سرکوب این نیروها برآمد و با تخته قاپو کردن نمودن عشایر امکان زمینه ظهور دوباره چنین نیروهایی را از بین برد. در سال ۱۳۰۳ هجری قمری در جریان سرکوب شیخ خزعل، غلامرضاخان به عراق گریخت، این بهترین فرصت برای تصرف پشتکوه توسط رضاشاه بود، اما وی درصدد چنین کاری برنیامد و نه تنها غلامرضاخان را عفو کرد بلکه دوباره به والی گری منصوب اش کرد. با نفوذ تدریجی حکومت در پشتکوه والی پی برد که دوران حکومت خاندانش بر پشتکوه به سرآمده، از این رو در ۱۳۰۷ هجری شمسی بی هیچ مقاومتی مقابل نیروهای رضاشاه پشتکوه را ترک کرد و به املاک شخصی اش در عراق رفت و اینگونه حکومت سی صد ساله والیان فیلی به پایان رسید.
غلامرضا خان فیلی، پسر حسین قلی خان ابوقداره و والی پشتکوه در زمان ناصرالدین شاه قاجار بود. پس از درگذشت حسین قلی خان ابوقداره، درسال ۱۳۱۸ قمری، پسرش غلامرضا خان، جانشین وی شد. او درسال ۱۲۸۱قمری ودر زمان حیات پدرش، دیرکوندهای بالاگریوه یاغی را شکست داد و سرزمین آنان را فتح کرد و از سوی ناصرالدین شاه قاجار ملقب به فتح السلطان شد. در جریان جنگ جهانی اول و بی نظمیهای حاصل از آن، منطقه پشتکوه مورد تجاوز قرار نگرفت و تحت مدیریت غلامرضاخان والی نظم خود را از دست نداد، درحالی که سایر نواحی غرب ایران دچار ویرانی شدند.
ژاک دمورگان درسال ۱۳۲۶ قمری درباره والی پشتکوه ووضعیت آن سرزمین نوشتهاست: «والی پشتکوه که از وفاداران صدیق اعلیحضرت شاه ایران میباشد، مامور سرکوبی قبایل جسور سگوند شده بود که شهر دزفول راغارت کرده بوده بودند. او خود به فرماندهی نیروی مزبور با دوهزار نفر تاسرحد ولایت خویش پیش رفت.» سگوندها که از استقرار نیروهای والی در کرانه چپ رود کرخه آگاه شده بودند متواری شدند. درسال ۱۳۲۶ قمری، عثمانیها بانیرویی مرکب از دو هنگ و مجهز به توپخانه، به منظور غارت محصول کشاورزان مهران به این شهر حمله کرد. ولی غلامرضا خان فیلی عدهای تفنگچی وافراد محلی را به سرکردگی سید جواد پسرعموی خود، برای جلوگیری از تجاوز عثمانیها اعزام کرد. قوای والی در این جنگ شجاعانه جنگیدند وکلیه افراد عثمانی را کشته یا اسیر کردند وبه غائله تجاوز مرزی خاتمه دادند.
از این تاریخ به بعد، از سوی غلامرضاخان فیلی، عدهای تفنگچی در مهران، چنگوله ودهلران که درمسیر تجاوز عثمانیها بودند، گمارد وبه این ترتیب تا قبل از جنگ جهانی اول، که تعیین مرز انجام گرفت، از سوی عثمانیها تجاوزی به خاک ایران درمنطقه پشتکوه صورت نگرفت، حتی در هنگام تعیین حدود مرزی، باغشاهی (باخه سای) که از آب چنگوله آبیاری میشد، به غلامرضاخان والی به عنوان ملک شخصی واگذار شد. از جمله تفنگداران به نام او که تا اواخر عمر او را همراهی کرد میتوان به پسر عموی او سید جواد والی و علیزمان خان اشاره کرد.
لرد کرزن، مولف کتاب ایران وقضیه ایران، درباره غلارضا خان نوشتهاست: «درقشون ایران وی سرتیپ است. وی را مدتی ظل السلطان گروگان پدرش در اصفهان نگاه داشته بود. جوانی خوش سیاست وشکارچی ماهری است. میگویند مثل پدرش ظالم وخشن نیست. هروقت که والی وافرادش در صدد حرکتی برآیند، مقصد خاک عثمانی است. اقامتگاه زمستانی او درحسینیه بر دامنه پشتکوه در مقابل مرز عثمانی است. وی از راه کوت العماره با بغداد خرید وفروش میکند. وی برجسته ترین سرکرده مرزی است ومی گویند قادر است سی هزار سرباز بسیج کند».
در سال ۱۳۱۸ قمری که سلطان عبدالحمید میرزا عین الدوله، حاکم خوزستان وبختیاری به تهران احضار وخلع شد، سالار الدوله پسرسوم ناصرالدین شاه قاجار به جای وی منصوب وبرای تقویت خود در منطقه، با دختر غلامرضاخان فیلی ازدواج کرد. درسال ۱۳۲۱ وسه سال پس از حکومت غلامرضاخان و فیلی، پسرش امان اله خان علیه وی قیام و غلامرضا به ایوان متواری شد، اما چندی بعد میان پدر و پسر صلح برقرارو غلامرضا همان اقتدار سابق را به دست آورد. پس از خلع احمدشاه از سلطنت و انحلال سلسله قاجار و سلطنت به رضاشاه، غلامرضا خان متوجه شد که روزگار حکومت وی به سر آمدهاست. از این رو هنگامی که رضاشاه اورا به مرکز احضار کرد، به تهران نرفت ودرسال ۱۳۰۷ با نقدینه وجواهرات خود به عراق رفت ودربغداد مقیم شد.
درسال ۱۳۰۸ به او برای بازگشت به ایران تامین داده شد اما چون مقارن این ایام جمعی از روسای عشایر لرستان، که به آنان نیز تامین داده شده بود، پس از آمدن به خرم آباد بوسیله عمال رضاخانی به دار آویخته شدند، غلامرضاخان فیلی را از آمدن به ایران منصرف کرد. غلامرضاخان درسال ۱۳۱۸ در بغداد فوت کرد ودرهمان کشور به خاک سپرده شد. قبر غلامرضا خان فیلی در قبرستان نجف اشرف است. خاندان ابوقداره در بغداد یعنوان یک خاندان ایرانی متمول شناخته میشدند. پیش از آنکه غلامرضاخان برای همیشه به عراق برود. خاندان ابوقداره در عراق املاک وسیع کشاورزی و تجاری داشتند. و بسیاری ازابوقدارهها در یغداد سکونت داشتند لذا غلامرضا خان به عراق رفت و به اقوام خویش در آنجا پیوست در طول جنگ هشت ساله حکومت عراق از این خاندان خواست که یا بعضویت حزب بعث درآیند یا خاک عراق را ترک کنند آنها عراق را به مقصد ایران، اروپا و یا ایالات متحده ترک نمودند و داراییهایی آنها در عراق توسط حکومت مصادره شد. اما پس از سقوط صدام بسیاری از این خاندان در صدد بازگشت به عراق برامدند. بازماندگان این خاندان در ایران با شهرتهای فیلی، ابوقداره، علوی، بهرامی ... در شهرستانهای ایلام؛ شیراز ؛خوزستان، تهران؛ کرج، خرم آباد و پراکنده هستند.
تاریخ ایران را خوب یا بد نیاکان ما ساختند ، بی اندیشیم ما چگونه تاریخ را برای آینده گان می سازیم .